دعا براي بسيجيان
من از تمامى بسيجيان خصوصاً از فرماندهان عزيز آن تشكر مىكنم و از دعاى خير براى اين فرزندان با وفاى اسلام غفلت نخواهم نمود.
من از تمامى بسيجيان خصوصاً از فرماندهان عزيز آن تشكر مىكنم و از دعاى خير براى اين فرزندان با وفاى اسلام غفلت نخواهم نمود.
من دست يكايك شما پيشگامان رهايى را مىبوسم و مىدانم كه اگر مسئولين نظام اسلامى از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهى خواهند سوخت.
بار ديگر تأكيد مىكنم كه غفلت از ايجاد ارتش بيست ميليونى، سقوط در دام دو ابرقدرت جهانى را به دنبال خواهد داشت.
پيام [به ملت ايران و بسيجيان سلحشور در هفته بسيج (نقش و منزلت بسيج)]، صحيفه امام،ج21
شما در جنگ تحميلى نشان داديد كه با مديريت صحيح و خوب مىتوان اسلام را فاتح جهان نمود. شما بايد بدانيد كه كارتان به پايان نرسيده است، انقلاب اسلامى در جهان نيازمند فداكاريهاى شماست و مسئولين تنها با پشتوانه شماست كه مىتوانند به تمامى تشنگان حقيقت و صداقت اثبات كنند كه بدون امريكا و شوروى مىشود به زندگىمسالمت آميز توأم با صلح و آزادى رسيد.
حضور شما در صحنهها موجب مىشود كه ريشه ضد انقلاب در تمامى ابعاد از بيخ و بن قطع گردد.
بايد بسيجيان جهان اسلام در فكر ايجاد حكومت بزرگ اسلامى باشند و اين شدنى است، چرا كه بسيج تنها منحصر به ايران اسلامى نيست، بايد هستههاى مقاومت را در تمامى جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ايستاد.
امروز يكى از ضروريترين تشكلها، بسيج دانشجو و طلبه است. طلاب علوم دينى و دانشجويان دانشگاهها بايد با تمام توان خود در مراكزشان از انقلاب و اسلام دفاع كنند و فرزندان بسيجىام در اين دو مركز، پاسدار اصول تغييرناپذير «نه شرقى و نه غربى» باشند.
امروز دانشگاه و حوزه از هر محلى بيشتر به اتحاد و يگانگى احتياج دارند.
فرزندان انقلاب به هيچ وجه نگذارند ايادى امريكا و شوروى در آن دو محل حساس نفوذ كنند.
تنها با بسيج است كه اين مهم انجام مىپذيرد.
مسائل اعتقادى بسيجيان به عهده اين دو پايگاه علمى است.
حوزه علميه و دانشگاه بايد چهارچوبهاى اصيل اسلام ناب محمدى را در اختيار تمامى اعضاى بسيج قرار دهند.
پيام [به ملت ايران و بسيجيان سلحشور در هفته بسيج (نقش و منزلت بسيج)]، صحيفه امام،ج21
ملتى كه در خط اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه عليه و آله- و مخالف با استكبار و پول پرستى و تحجرگرايى و مقدس نمايى است، بايد همه افرادش بسيجى باشند و فنون نظامى و دفاعى لازم را بدانند، چرا كه در هنگامه خطر ملتى سربلند و جاويد است كه اكثريت آن آمادگى لازم رزمى را داشته باشد.
خلاصه كلام، اگر بر كشورى نواى دلنشين تفكر بسيجى طنين انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گرديد و الّا هر لحظه بايد منتظر حادثه ماند.
بسيج بايد مثل گذشته و با قدرت و اطمينان خاطر به كار خود ادامه دهد.
من مجدداً به همه ملت بزرگوار ايران و مسئولين عرض مىكنم چه در جنگ و چه در صلح بزرگترين ساده انديشى اين است كه تصور كنيم جهانخواران خصوصاً امريكا و شوروى از ما و اسلام عزيز دست برداشتهاند؛ لحظهاى نبايد از كيد دشمنان غافل بمانيم. در نهاد و سرشت امريكا و شوروى كينه و دشمنى با اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- موج مىزند.
بايد براى شكستن امواج طوفانها و فتنهها و جلوگيرى از سيل آفتها به سلاح پولادين صبر و ايمان مسلح شويم.
پيام [به ملت ايران و بسيجيان سلحشور در هفته بسيج (نقش و منزلت بسيج)]، صحيفه امام،ج21
تشكيل بسيج در نظام جمهورى اسلامى ايران يقيناً از بركات و الطاف جليه خداوند تعالى بود كه بر ملت عزيز و انقلاب اسلامى ايران ارزانى شد.
مصداق كاملى از ايثار و خلوص و فداكارى و عشق به ذات مقدس حق و اسلام
در حوادث گوناگون پس از پيروزى انقلاب خصوصاً جنگ، بودند نهادها و گروههاى فراوانى كه با ايثار و خلوص و فداكارى و شهادت طلبى، كشور و انقلاب اسلامى را بيمه كردند. ولى حقيقتاً اگر بخواهيم مصداق كاملى از ايثار و خلوص و فداكارى و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارائه دهيم، چه كسى سزاوارتر از بسيج و بسيجيان خواهند بود!
بسيج شجره طيبه و درخت تناور و پرثمرى است كه شكوفههاى آن بوى بهار وصل و طراوت يقين و حديث عشق مىدهد.
بسيج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامى است كه پيروانش بر گلدستههاى رفيع آن، اذان شهادت و رشادت سر دادهاند.
بسيج ميقات پابرهنگان و معراج انديشه پاك اسلامى است كه تربيت يافتگان آن، نام و نشان در گمنامى و بىنشانى گرفتهاند.
بسيج لشكر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را همه مجاهدان از اولين تا آخرين امضا نمودهاند.
من همواره به خلوص و صفاى بسيجيان غبطه مىخورم و از خدا مىخواهم تا با بسيجيانم محشور گرداند، چرا كه در اين دنيا افتخارم اين است كه خود بسيجىام.
پيام [به ملت ايران و بسيجيان سلحشور در هفته بسيج (نقش و منزلت بسيج)]، صحيفه امام،ج21
تأكيد بر حفظ ارزشها و شئون اخلاقى و اجتماعى و نيز سالم سازى اجتماعات كه گروهى از خدا بيخبر و فرصت طلب تصور نكنند كه مردم در برابر نيات پليد آنان بى تفاوتند.
پيام امام خميني (ره) [به ملت ايران (سياستهاى كلى نظام در دوران بازسازى)]، صحيفه امام ، ج 21
حفظ و نگهدارى تركيب يك يا چند شهر خراب شده در جنگ به منظور ترسيم علنى تجاوز دشمنان عليه انقلاب و كشورمان و نشان دادن قدرت دفاع و مقاومت قهرمانانه ملت كه آيندگان فقط به اسناد و نوشتهها بسنده نكنند. البته اين كار با رضايت كامل صاحبان املاك و با ايجاد شهرهاى مجاور بايد انجام شود.
پيام امام خميني (ره) [به ملت ايران (سياستهاى كلى نظام در دوران بازسازى)]، صحيفه امام ، ج 21
استفاده از نيروهاى عظيم مردمى در بازسازى و سازندگى و بهادادن به مؤمنين انقلاب خصوصاً جبهه رفتهها و توسعه حضور مردم در كشاورزى و صنعت و تجارت و بازسازى شهرهاى تخريب شده و شكستن طلسم انحصار در تجارت داخل و خارج به افراد خاص متمكن و مرفه و بسط آن به تودههاى مردم و جامعه.
پيام امام خميني (ره) [به ملت ايران (سياستهاى كلى نظام در دوران بازسازى)]، صحيفه امام ، ج 21
رعايت اصول ايمنى و حفاظتى مراكز و صنايع و ايجاد پناهگاههاى جمعى براى مردم و كارگران كه اين اختصاص به زمان جنگ ندارد بلكه طريقه احتياط در هر شرايط است.
پيام امام خميني (ره) [به ملت ايران (سياستهاى كلى نظام در دوران بازسازى)]، صحيفه امام ، ج 21
برنامه ريزى در جهت رفاه متناسب با وضع عامه مردم توأم با حفظ شعائر و ارزشهاى كامل اسلامى و پرهيز از تنگ نظريها و افراط گراييها و نيز مبارزه با فرهنگ مصرفى كه بزرگترين آفت يك جامعه انقلابى است و تشويق به توليدات داخلى و برنامه ريزى در جهت توسعه صادرات و گسترش مبادى صدور كالا و خروج از تكيه بهصادرات نفت و نيز آزادى صادرات و واردات و بهطور كلى تجارت بر اساس قانون و با نظارت دولت در نوع و قيمت.
پيام امام خميني (ره) [به ملت ايران (سياستهاى كلى نظام در دوران بازسازى)]، صحيفه امام ، ج 21
مهمترين عامل در كسب خودكفايى و بازسازى توسعه مراكز علمى و تحقيقات و تمركز و هدايت امكانات و تشويق كامل و همه جانبه مخترعين و مكتشفين و نيروهاى متعهد و متخصصى است كه شهامت مبارزه با جهل را دارند و از لاك نگرش انحصارى علم به غرب و شرق به در آمده و نشان دادهاند كه مىتوانند كشور را روى پاى خود نگه دارند. ان شاء اللَّه اين استعدادها در پيچ و خم كوچههاى ادارهها خسته و ناتوان نشوند.
پيام امام خميني (ره) [به ملت ايران (سياستهاى كلى نظام در دوران بازسازى)]، صحيفه امام ، ج 21
توجه به بازسازى مراكز صنعتى نبايد كوچكترين خللى بر ضرورت رسيدن به امر خودكفايى كشاورزى وارد آورد، بلكه اولويت و تقدم اين امر بايد محفوظ بماند و مسؤولين بيشتر از گذشته خود را مكلف به اجراى آن سازند و در امر احياى اراضى و مهار آبها و ايجاد سدها و تشويق كشاورزان و دامداران و استفاده هرچه بيشتر از نعمتهاى بيكران الهى در طبيعت تلاش نمايند كه مطمئناً خودكفايى در كشاورزى مقدمهاى است براى استقلال و خودكفايى در زمينههاى ديگر.
پيام امام خميني (ره) [به ملت ايران (سياستهاى كلى نظام در دوران بازسازى)]، صحيفه امام ، ج 21
با قبول و اجراى صلح كسى تصور نكند كه ما از تقويت بنيه دفاعى و نظامى كشور و توسعه و گسترش صنايع تسليحاتى بىنياز شدهايم، بلكه توسعه و تكامل صنايع و ابزار مربوط به قدرت دفاعى كشور از اهداف اصولى و اوليه بازسازى است و ما با توجه به ماهيت انقلابمان در هر زمان و هر ساعت احتمال تجاوز را مجدداً از سوى ابرقدرتها و نوكرانشان بايد جدى بگيريم.
پيام امام خميني (ره) [به ملت ايران (سياستهاى كلى نظام در دوران بازسازى)]، صحيفه امام ، ج 21
با اينكه اطمينان داريم كه خانوادههاى معظم شهدا و جانبازان و اسرا و مفقودين هيچ گاه راضى نشده و نمىشوند كه در برابر ايثار عزيزانشان كه فقط به خاطر خدا و رسيدن به كمال بوده است سخن از رفاه و ماديات به ميان آيد و همت آنان بلندتر از اين مقولههاست، ولى بر دست اندركاران نظام است كه ذوق و استعداد و توان خود را در هر چه بهتر رسيدن به امور معنوى و مادى و ارزشى و فرهنگى اين يادگاران هدايت و نور به كار گيرند و از خدمت بىشائبه و بىمنت به آنان دريغ نكنند؛ هرچه انقلاب اسلامى ايران دارد از بركت مجاهدت شهدا و ايثارگران است.
من مىدانم كه بسيارى از خانوادههاى عزيز شهدا و جانبازان و اسرا و مفقودين به خاطر مناعت طبع و بزرگوارى و اخلاق كريمه خود در مصايب و مشكلات زندگى به مسئولين مراجعه نكردهاند و يا مراجعهشان به حداقل بوده است.
و همه نيز مىدانيم كه اكثريت اين قشر و رزمندگان عزيز اسلام از طبقات محروم و كم درآمد بودند و مرفهين كمتر دل براى انقلاب سوختند، ولى وظيفه ماست كه در حد توان و مقدورات قدرشناس زحمات آنان باشيم و من ميل ندارم كه اين قدرشناسى فقط در حد تعريف و تمجيد ظاهرى خلاصه شود بلكه بايد در همه نوع امتيازات اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى به آنان بها داده شود و ضرورتى نمىبينم كه به اين عزيزان سفارش و نصيحت كنم و رسالت بزرگ حفظ امانت خونهاى مقدس شهيدان را بازگو نمايم كه بحمداللَّه تا به حال خانوادههاى شهدا و اسرا و مفقودين و جانبازان خود حافظ و نگهبان ارزش شهادت و ايثار بودهاند و بعد از اين نيز به يارى خدا پاسدار آن خواهند بود.
پيام امام خميني (ره) [به ملت ايران (سياستهاى كلى نظام در دوران بازسازى)]، صحيفه امام ، ج 21
همان گونه كه قبلًا گفتهام سياست بازسازى و تشخيص و تعيين اولويت در امر بازسازى مراكز آسيب ديده كشور به عهده سران محترم و متعهد سه قوه و آقاى نخست وزير است ولى بايد توجه داشت كه با در نظر گرفتن حجم عظيم كار و ضرورت تسريع در تعيين خط مشى بازسازى و سازندگى، حتماً از نظرات كارشناسان و صاحبنظران خصوصاً هيأت دولت و وزرا و كميسيونهاى مربوطه مجلس شوراى اسلامى- كه چهرههاى دلسوز و متعهد و مطلع در آنها فراوانند- و نيز از مسئولين هر امرى استفاده نمايند چرا كه آنان نيز به خوبى دريافتهاند كه بازسازى و سازندگى جز از طريق تعاون و همفكرى ميسر نيست.
و اين كشور متعلق به اسلام و همه ملت ايران است و همان گونه كه در جنگ همه در كنار هم بودند، در صلح و سازندگى هم بايد در كنار يكديگر باشند كه ان شاء اللَّه مراكز علمى و دانشگاهى نيز در اين مسئله بزرگ سهيم خواهند بود.
لازم به تذكر است كه وزير و يا مسئول مربوطه نيز در تصميم گيرى نهايى سران و نخست وزير صاحب رأى مىباشند.
پيام امام خميني (ره) [به ملت ايران (سياستهاى كلى نظام در دوران بازسازى)]، صحيفه امام ، ج 21
من به بعضى از مسئولين هشدار مىدهم كه به شدت بايد مراقب بود كه خداى ناكرده آب به آسياب دشمنان نريزيم و آنان را با اقوال و جبهه گيريهايمان شادمان نگردانيم.
به مسئولين و دست اندركاران در هر رده نيز مىگويم كه شرعاً بر همه شما واجب است كه همت كنيد تا آخرين رگ و ريشههاى وابستگى اين كشور به بيگانگان را در هر زمينهاى قطع نماييد- كه ان شاء اللَّه خواهيد كرد- و اگر مصلحت نظام و اسلام سكوت است، دردمندانه سكوت كنيد كه اجر سكوت براى پيشبرد اهداف نظام و اسلام به مراتب بيشتر از دفاع از اتهام وابستگى است.
پيام امام خميني (ره) [به ملت ايران (سياستهاى كلى نظام در دوران بازسازى)]، صحيفه امام ، ج 21
و من از باب وظيفه به مردم و فرزندان پرشور انقلاب مىگويم كه مبادا بدون در نظر گرفتن محذورات سياسى و شرايط بسيار پيچيده و حساس كشور به طرح سؤالها و اشكالاتى روى آوريد كه بازگو كردن و تحليل واقعى قضايا توسط مسئولين دلسوز نظام باعث كشف اسرار مملكت شده و براى نظام مسئله آفرين گردد و نه تنها گرهاى را باز نكند كه بر مشكلات مملكت نيز بيفزايد.
من سياست داخلى و خارجى كشور را به دقت ملاحظه مىكنم و تا زندهام نخواهم گذاشت مسير سياست واقعى ما عوض شود و مسئولين نيز چيزى غير از اين نمىخواهند و انتظارى غير از اين از آنان نمىرود.
پيام امام خميني (ره) [به ملت ايران (سياستهاى كلى نظام در دوران بازسازى)]، صحيفه امام ، ج 21
اخيراً دستهاى پنهان و آشكار غرب و شرق به منظور ايجاد شكاف و اختلاف ميان طرفداران انقلاب اسلامى به حيله جديدى متوسل شدهاند كه مسئولين عزيز و رده بالاى كشورمان و نيز شخصيتها و چهرههايى از مجلس و دولت و روحانيون را به تفكر و گرايشات وابستگى و همچنين عدول از مواضع گذشته و نهايتاً به شرقگرايى يا غربگرايى متهم نمايند و موذيانه با طرح مسائلى از اين قبيل كه فلان شخصيت نظام جمهورى اسلامى راستگرا و يا ميانه رو و يا سازشكار و غربگراست و يا فلان مسئول تندرو و انقلابى شده است كه نتيجتاً اعتماد مردم را به دست اندركاران نظام سلب نمايند كه با يارى خداوند و با رشد و آگاهى مردم بازار اينگونه القائات در اين مملكت كساد و مشتريان آن اندك بودهاند
و بر مردم ثابت است كسانى كه سالها و بارها چه قبل و چه بعد از انقلاب امتحان خود را در تعهد به اسلام و انقلاب دادهاند و در اين راه به پاى چوبههاىدار رفته و زندانها كشيده و ترور گشتهاند و سلامت خود را از دست دادهاند و تحت شكنجههاى شاه براى استقلال و آزادى مبارزه كردهاند، يقيناً دلشان به حال انقلاب و ثمرات آن نه تنها كمتر از ديگران نسوخته كه بيشتر مىسوزد و مسير ارزشى و الهى و پرطراوت خويش را به هيچ وجه عوض نمىكنند.
پيام امام خميني (ره) [به ملت ايران (سياستهاى كلى نظام در دوران بازسازى)]، صحيفه امام ، ج 21
در مسئله بازسازى و سازندگى من اطمينان دارم كه شخصيتهاى رده بالاى نظام و مسئولين محترم و نيز مردم وفادار و انقلابى كشورمان چون گذشته هرگز قبول نمىكنند كه نيل به اين هدف به قيمت وابستگى ايران اسلامى به شرق و يا غرب تمام شود.
پيام امام خميني (ره) [به ملت ايران (سياستهاى كلى نظام در دوران بازسازى)]، صحيفه امام ، ج 21
بر هيچ يك از مردم و مسئولين پوشيده نيست كه دوام و قوام جمهورى اسلامى ايران بر پايه سياست نه شرقى و نه غربى استوار است و عدول از اين سياست، خيانت به اسلام و مسلمين و باعث زوال عزت و اعتبار و استقلال كشور و ملت قهرمان ايران خواهد بود.
جمهورى اسلامى ايران نبايد تحت هيچ شرايطى از اصول و آرمانهاى مقدس و الهى خود دست بردارد. ان شاء اللَّه مردم سلحشور ايران كينه و خشم انقلابى و مقدس خويش را در سينهها نگه داشته و شعلههاى ستم سوز آن را عليه شوروى جنايتكار و امريكاى جهانخوار و اذناب آنان به كار خواهند گرفت تا به لطف خداوند بزرگ پرچم اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- بر بام همه عالم قد برافرازد و مستضعفان و پابرهنگان و صالحان، وارثان زمين گردند.
پيام امام خميني (ره) [به ملت ايران (سياستهاى كلى نظام در دوران بازسازى)]، صحيفه امام ، ج 21
برخورد اسلامي با انديشه هاي ديگران
علما و روحانيون ان شاء اللَّه به همه ابعاد و جوانب مسئوليت خودآشنا هستند ولى از باب تذكر و تأكيد عرض مىكنم امروز كه بسيارى از جوانان و انديشمندان در فضاى آزاد كشور اسلامىمان احساس مىكنند كه مىتوانند انديشههاى خود را در موضوعات و مسائل مختلف اسلامى بيان دارند، با روى گشاده و آغوش باز حرفهاى آنان را بشنوند.
و اگر بيراهه مىروند، با بيانى آكنده از محبت و دوستى راه راست اسلامى را نشان آنها دهيد. و بايد به اين نكته توجه كنيد كه
در هيچ كشور و انقلابى جز انقلاب بعثت و رسالت و زندگى ائمه هدى- عليهم السلام- و انقلاب اسلامى ايران سراغ نداريم كه رهبران انقلاب آنقدر آماج حملات و كينهها گردند. و اين به خاطر صداقت و امانتدارى است كه در وجود علماى متعهد اسلام متبلور است.
مسئوليت پذيرى در كشورى كه با محاصرهها و مشكلات اقتصادى و سياسى و نظامى مواجه است كار مشكلى است.
البته روحانيون متعهد كشور ما بايد خودشان را براى فداكاريهاى بيشتر آماده كنند؛ و در مواقع لزوم و ضرورت از آبرو و اعتبار خود براى حفظ آبروى اسلام و خدمت به محرومان و پابرهنگان استفاده كنند.
و جاى بسى سپاس و امتنان است كه
من در اينجا به جوانان عزيز كشورمان، به اين سرمايهها و ذخيرههاى عظيم الهى و به اين گلهاى معطر و نوشكفته جهان اسلام، سفارش مىكنم كه قدر و قيمت لحظات شيرين زندگى خود را بدانيد؛ و خودتان را براى يك مبارزه علمى و عملى بزرگ تا رسيدن به اهداف عالى انقلاب اسلامى آماده كنيد.
و من به همه مسئولين و دست اندركاران سفارش مىكنم كه به هر شكل ممكن وسايل ارتقاى اخلاقى و اعتقادى و علمى و هنرى جوانان را فراهم سازيد؛ و آنان را تا مرز رسيدن به بهترين ارزشها و نوآوريها همراهى كنيد؛ و روح استقلال و خودكفايى را در آنان زنده نگه داريد.
مبادا اساتيد و معلمينى كه به وسيله معاشرتها و مسافرت به جهان به اصطلاح متمدن، جوانان ما را كه تازه از اسارت و استعمار رهيدهاند، تحقير و سرزنش
اكيداً به ملت عزيز ايران سفارش مىكنم كه هوشيار و مراقب باشيد،
قبول قطعنامه از طرف جمهورى اسلامى ايران بهمعناى حل مسئله جنگ نيست. با اعلام اين تصميم، حربه تبليغات جهانخواران عليه ما كند شده است؛ ولى دورنماى حوادث را نمىتوان بهطور قطع و جدى پيش بينى نمود. و هنوز دشمن از شرارتها دست برنداشته است؛ و چه بسا با بهانه جوييها به همان شيوههاى تجاوزگرانه خود ادامه دهد. ما بايد براى دفع تجاوز احتمالى دشمن آماده و مهيا باشيم.
و ملت ما هم نبايد فعلًا مسئله را تمام شده بداند. البته ما رسماً اعلام مىكنيم كه هدف ما تاكتيك جديد در ادامه جنگ نيست. چه بسا
آنهايى كه در اين چند سالِ مبارزه و جنگ به هر دليلى از اداى اين تكليف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و ديگران را از آتش حادثه دور كردهاند مطمئن باشند كه از معامله با خدا طفره رفتهاند، و خسارت و زيان و ضرر بزرگى كردهاند كه حسرت آن را در روز واپسين و در محاسبه حق خواهند كشيد. كه من مجدداً به همه مردم و مسئولين عرض مىكنم كه حساب اينگونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند؛ و نگذارند اين مدعيان بىهنر امروز و قاعدين كوته نظر ديروز به صحنهها برگردند.
من در ميان شما باشم و يا نباشم به همه شما وصيت و سفارش مىكنم كه نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد.
نگذاريد پيشكسوتانِ شهادت و خون در پيچ و خم زندگى روزمره خود به فراموشى سپرده شوند.
پيام [به ملت ايران در سالگرد كشتار خونين مكه (قبول قطعنامه 598)] ، صحيفه امام، ج 21
در آينده ممكن است افرادى آگاهانه يا از روى ناآگاهى در ميان مردم اين مسئله را مطرح نمايند كه ثمره خونها و شهادتها و ايثارها چه شد. اينها يقيناً از عوالم غيب و از فلسفه شهادت بيخبرند و نمىدانند كسى كه فقط براى رضاى خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگى نهاده است حوادث زمان به جاودانگى و بقا و جايگاه رفيع آن لطمهاى وارد نمىسازد.
و ما براى درك كامل ارزش و راه شهيدانمان فاصله طولانى را بايد بپيماييم و در گذر زمان و تاريخ انقلاب و آيندگان آن را جستجو نماييم.
مسلّم خون شهيدان، انقلاب و اسلام را بيمه كرده است. خون شهيدان براى ابد درس مقاومت به جهانيان داده است. و خدا مىداند كه راه و رسم شهادت كور شدنى نيست؛ و اين
و اما در مورد قبول قطعنامه كه حقيقتاً مسئله بسيار تلخ و ناگوارى براى همه و خصوصاً براى من بود، اين است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجراى آن مىديدم؛ ولى به واسطه حوادث و عواملى كه از ذكر آن فعلًا خوددارى مىكنم، و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامى كارشناسان سياسى و نظامى سطح بالاى كشور، كه من به تعهد و دلسوزى و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم؛ و در مقطع كنونى آن را به مصلحت انقلاب و نظام مىدانم.
و خدا مىداند كه اگر نبود انگيزهاى كه همه ما و عزت و اعتبار ما بايد در مسير مصلحت اسلام و مسلمين قربانى شود، هرگز راضى به اين عمل نمىبودم و مرگ و شهادت برايم گواراتر بود. اما چاره چيست كه همه بايد به رضايت حق تعالى گردن نهيم. و مسلّم ملت قهرمان و دلاور ايران نيز چنين بوده و خواهد بود.
من در اينجا از همه فرزندان عزيزم در جبهههاى آتش و خون كه از اول جنگ تا امروز به نحوى در ارتباط با جنگ تلاش و كوشش نمودهاند، تشكر و قدردانى مىكنم. و همه ملت ايران را به هوشيارى و صبر و مقاومت دعوت مىكنم.
پيام [به ملت ايران در سالگرد كشتار خونين مكه (قبول قطعنامه 598)] ، صحيفه امام، ج 21
من به صراحت اعلام مىكنم كه جمهورى اسلامى ايران با تمام وجود براى احياى هويت اسلامى مسلمانان در سراسر جهان سرمايه گذارى مىكند.
و دليلى هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پيروى از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوى جاه طلبى و فزون طلبى صاحبان قدرت و پول و فريب را نگيرد.
ما بايد براى پيشبرد اهداف و منافع ملت محروم ايران برنامه ريزى كنيم. ما بايد در ارتباط با مردم جهان و رسيدگى به مشكلات و مسائل مسلمانان و حمايت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماييم. و اين را بايد از اصول سياست خارجى خود بدانيم.
ما اعلام مىكنيم كه جمهورى اسلامى ايران براى هميشه حامى و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان است.
و كشور ايران به عنوان يك دژ نظامى و آسيب ناپذير نياز سربازان اسلام را تأمين و آنان را به مبانى عقيدتى و تربيتى اسلام و همچنين به اصول و روشهاى مبارزه عليه نظامهاى كفر و شرك آشنا مىسازد.
پيام [به ملت ايران در سالگرد كشتار خونين مكه (قبول قطعنامه 598)] ، صحيفه امام، ج 21
كنترل و حذف سلاحهاى مخرّب از جهان اگر با حقيقت و صداقت همراه بود خواسته همه ملتهاست، ولى اين نيز يك فريب قديمى است. و اين همان چيزى است كه اخيراً از گفتههاى سران امريكا و شوروى و نوشتههاى سياسيون آنها آشكار گرديده است كه مراودات اخير سران شرق و غرب به خاطر مهار بيشتر جهان سوم و در حقيقت جلوگيرى از نفوذ پابرهنهها و محرومين در جهانِ مالكيتهاى بىحد و مرز سرمايه داران است.
ما بايد خود را آماده كنيم تا در برابر جبهه متحد شرق و غرب، جبهه قدرتمند اسلامى- انسانى با همان نام و نشان اسلام و انقلاب ما تشكيل شود؛ و آقايى و سرورى محرومين و پابرهنگان جهان جشن گرفته شود.
مطمئن باشيد قدرتهاى شرق و غرب همان مظاهر بىمحتواى دنياى مادىاند كه در برابر خلود و جاودانگى دنياى ارزشهاى معنوى قابل ذكر نمىباشند.
پيام [به ملت ايران در سالگرد كشتار خونين مكه (قبول قطعنامه 598)] ، صحيفه امام، ج 21
نكته مهمى كه همه ما بايد به آن توجه كنيم و آن را اصل و اساس سياست خود با بيگانگان قرار دهيم اين است كه دشمنان ما و جهانخواران تا كىْ و تا كجا ما را تحمل مىكنند و تا چه مرزى استقلال و آزادى ما را قبول دارند. به يقين آنان مرزى جز عدول از همه هويتها و ارزشهاى معنوى و الهىمان نمىشناسند.
به گفته قرآن كريم، هرگز دست از مقاتله و ستيز با شما بر نمىدارند مگر اينكه شما را از دينتان برگردانند.
ما چه بخواهيم و چه نخواهيم صهيونيستها و امريكا و شوروى در تعقيبمان خواهند بود تا هويت دينى و شرافت مكتبىِمان را
بحمداللَّه از بركت انقلاب اسلامى ايران دريچههاى نور و اميد به روى همه مسلمانان جهان باز شده است؛ و مىرود تا رعد و برق حوادث آن، رگبار مرگ و نابودى را بر سر همه مستكبران فرو ريزد.
پيام [به ملت ايران در سالگرد كشتار خونين مكه (قبول قطعنامه 598)] ، صحيفه امام، ج 21
همه مىدانند كه ما شروع كننده جنگ نبودهايم.
ما براى حفظ موجوديت اسلام در جهان تنها از خود دفاع كردهايم. و اين ملت مظلوم ايران است كه همواره مورد حمله جهانخواران بوده است؛ و استكبار از همه كمينگاههاى سياسى و نظامى و فرهنگى و اقتصادى خود به ما حمله كرده است.
انقلاب اسلامى ما تاكنون كمينگاه شيطان و دام صيادان را به ملتها نشان داده است.
جهانخواران و سرمايه داران و وابستگان آنان توقع دارند كه ما شكسته شدن نونهالان و به چاه افتادن مظلومان را نظاره كنيم و هشدار ندهيم.
و حال آنكه اين وظيفه اوليه ما و انقلاب اسلامى ماست كه
اذناب امريكا بايد بدانند كه شهادت در راه خدا مسئلهاى نيست كه بشود با پيروزى يا شكست در صحنههاى نبرد مقايسه شود. مقام شهادت، خود اوج بندگى و سير و سلوك در عالم معنويت است.
نبايد شهادت را تا اين اندازه به سقوط بكشانيم كه بگوييم در عوض شهادت فرزندان اسلام تنها خرمشهر و يا شهرهاى ديگر آزاد شد.
تمامى اينها خيالات باطل مليگراهاست.
ما هدفمان بالاتر از آن است. مليگراها تصور نمودند ما هدفمان پياده كردن اهداف بين الملل اسلامى در جهان فقر و گرسنگى است. ما مىگوييم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستيم. ما بر سر شهر و مملكت با كسى دعوا نداريم.
ما تصميم داريم پرچم «لا اله الّا اللَّه» را بر قلل رفيع كرامت و بزرگوارى به اهتزاز درآوريم.
پساى فرزندان
امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدى است.
و مسلمانان در يك تشكيلات بزرگ اسلامى رونق و زرق و برق كاخهاى سفيد و سرخ را از بين خواهند برد.
امروز خمينى آغوش و سينه خويش را براى تيرهاى بلا و حوادث سخت و برابر همه توپها و موشكهاى دشمنان باز كرده است و همچون همه عاشقان شهادت، براى درك شهادت روزشمارى مىكند.
جنگ ما جنگ عقيده است، و جغرافيا و مرز نمىشناسد.
و ما بايد در جنگ اعتقادىمان بسيج بزرگ
ما بايد تمامتلاشمان را بنماييم تا به هر صورتى كه ممكن است خط اصولى دفاع از مستضعفين را حفظ كنيم. مسئولين نظام ايرانِ انقلابى بايد بدانند كه عدهاى از خدا بيخبر براى از بين بردن انقلاب هركس را كه بخواهد براى فقرا و مستمندان كار كند و راه اسلام و انقلاب را بپيمايد فوراً او را «كمونيست» و «التقاطى» مىخوانند.
از اين اتهامات نبايد ترسيد. بايد خدا را در نظر داشت، و تمام همّ و تلاش خود را در جهت رضايت خدا و كمك به فقرا به كار گرفت و از هيچ تهمتى نترسيد.
امريكا و استكبار در تمامى زمينهها افرادى را براى شكست انقلاب اسلامى در آستين دارند، در حوزهها و دانشگاهها مقدس نماها را كه خطر آنان را بارها و بارها گوشزد كردهام. اينان با تزويرشان از درون محتواى انقلاب و اسلام را نابود مىكنند.
اينها با قيافهاى حق به جانب و طرفدار دين و ولايت همه را بى دين معرفى مىكنند. بايد از شرّ اينها به خدا پناه بريم.
و همچنين كسانى ديگر كه بدون استثنا به هرچه روحانى و عالِم است حمله مىكنند و اسلام آنها را اسلام امريكايى معرفى مىنمايند راهى بس خطرناك را مىپويند كه خداى ناكرده به شكست اسلام ناب محمدى منتهى مىشود.
ما براى احقاق حقوق فقرا در جوامع بشرى تا آخرين قطره خون دفاع خواهيم كرد.
پيام [به ملت ايران در سالگرد كشتار خونين مكه (قبول قطعنامه 598)] ، صحيفه امام، ج 21
ملت عزيز ما كه مبارزان حقيقى و راستين ارزشهاى اسلامى هستند، به خوبى دريافتهاند كه مبارزه با رفاه طلبى سازگار نيست؛ و آنها كه تصور مىكنند مبارزه در راه استقلال و آزادى مستضعفين و محرومان جهان با سرمايه دارى و رفاه طلبى منافات ندارد با الفباى مبارزه بيگانهاند.
و آنهايى هم كه تصور مىكنند سرمايه داران و مرفهان بىدرد با نصيحت و پند و اندرز متنبه مىشوند و به مبارزان راه آزادى پيوسته و يا به آنان كمك مىكنند آب در هاون مىكوبند.
بحث مبارزه و رفاه و سرمايه، بحث قيام و راحت طلبى، بحث دنياخواهى و آخرت جويى دو مقولهاى است كه هرگز با هم جمع نمىشوند. و تنها آنهايى تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر و محروميت و استضعاف را چشيده باشند. فقرا و متدينين بىبضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعى انقلابها هستند.
پيام [به ملت ايران در سالگرد كشتار خونين مكه (قبول قطعنامه 598)] ، صحيفه امام، ج 21
البته همه مىدانيم كه كشور ما در حال جنگ و انقلاب سختيها و مشكلاتى را تحمل كرده و كسى مدعى آن نيست كه طبقات محروم و ضعيف و كم درآمد و خصوصاً اقشار كارمند و ادارى، در تنگناى مسائل اقتصادى نيستند؛ ولى آن چيزى كه همه مردم ما فراتر از آن را فكر مىكنند مسئله حفظ اسلام و اصول انقلاب است.
مردم ايران ثابت كردهاند كه تحمل گرسنگى و تشنگى را دارند، ولى تحملشكست انقلاب و ضربه به اصول آن را هرگز نخواهند داشت. ملت شريف ايران هميشه در مقابل شديدترين حملات تمامى جهان كفر عليه اصول انقلاب خويش مقاومت كرده است كه در اينجا مجال ذكر همه آنها نيست.
آيا ملت دلاور ايران در مقابل جنايات متعدد امريكا در خليج فارس اعم از حمايت نظامى و اطلاعاتى به عراق و حمله به سكوهاى نفتى و كشتيها و قايقها و سرنگونى هواپيماى مسافربرى مقاومت نكرده است؟
آيا ملت ايران در جنگ ديپلماسى شرق و غرب عليه خود و ايجاد بازيهاى سياسى مجامع بين المللى مقاومت نكرده است؟
آيا ملت شجاع ايران در مقابل جنگ اقتصادى، تبليغاتى، روانى و حملات ددمنشانه عراق به شهرها و موشك باران مناطق مسكونى و بمبارانهاى مكرر شيميايى عراق در ايران و حلبچه، مقاومت نكرده است؟
آيا ملت عزيز ايران در مقابل توطئه منافقين و ليبرالها و زراندوزى و احتكار سرمايه داران و حيله مقدس مآبان مقاومت نكرده است؟
آيا همه اين حوادث و جريانات براى ضربه زدن به اصول انقلاب نبوده است؟ كه اگر نبود حضور مردم، هر يك از اين توطئهها مىتوانست به اصول نظام ضربه بزند. كه خدا را سپاس مىگزاريم كه ملت ايران را موفق نمود تا با قامتى استوار به رسالت خود عمل كند و صحنهها را ترك نگويد.
پيام [به ملت ايران در سالگرد كشتار خونين مكه (قبول قطعنامه 598)] ، صحيفه امام، ج 21
...و حال آنكه معتقدين به اصول انقلاب اسلامى ما در سراسر جهان رو به فزونى نهاده است و ما اينها را سرمايههاى بالقوه انقلاب خود تلقى مىكنيم و هم آنهايى كه با مركّب خون طومار حمايت از ما را امضا مىكنند و با سر و جان دعوت انقلاب را لبيك مىگويند و به يارى خداوند كنترل همه جهان را به دست خواهند گرفت.
امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار، و جنگ پابرهنهها و مرفهين بىدرد شروع شده است.
و من دست و بازوى همه عزيزانى كه در سراسر جهان كوله بار مبارزه را بر دوش گرفتهاند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاى عزت مسلمين را نمودهاند مىبوسم؛ و سلام و درودهاى خالصانه خود را به همه غنچههاى آزادى و كمال نثار مىكنم.
و به ملت عزيز و دلاور ايران هم عرض مىكنم: خداوند آثار و بركات معنويت شما را به جهان صادر نموده است؛ و قلبها و چشمان پرفروغ شما كانون حمايت از محرومان شده است و شراره كينه انقلابىتان جهانخواران چپ و راست را به وحشت انداخته است.
پيام [به ملت ايران در سالگرد كشتار خونين مكه (قبول قطعنامه 598)] ، صحيفه امام، ج 21
حماسه مردم فلسطين يك پديده تصادفى نيست. آيا دنيا تصور مىكند كه اين حماسه را چه كسانى سرودهاند و هم اكنون مردم فلسطين به چه آرمانى تكيه كردهاند كه بىمحابا و با دست خالى در برابر حملات وحشيانه صهيونيستها مقاومت مىكنند؟ آيا تنها آواى وطنگرايى است كه از وجود آنان دنيايى از صلابت آفريده است؟ آيا از درخت سياست بازان خود فروخته است كه بر دامن فلسطينيان ميوه استقامت و زيتون نور و اميد مىريزد؟ اگر اينچنين بود، اينها كه سالهاست در كنار فلسطينيان و به نام ملت فلسطين نان خوردهاند! شكى نيست كه اين آواى «اللَّه اكبر» است، اين همان فرياد ملت ماست كه در ايران شاه را و در بيت المقدس غاصبين را به نوميدى كشاند.
و اين تحقق همان شعار برائت است كه ملت فلسطين در تظاهرات حج دوشادوش خواهران و برادران ايرانى خود فرياد رساى آزادى قدس را سر داد و «مرگ بر امريكا، شوروى و اسرائيل» گفت؛ و بر همان بستر شهادتى كه خون عزيزان ما بر آن ريخته شد او نيز با نثار خون و به رسم شهادت آرميد.
آرى، فلسطينى راه گم كرده خود را از راه برائت ما يافت.
و ديديم كه در اين مبارزه چطور حصارهاى آهنين فروريخت، و چگونه خون بر شمشير و ايمان بر كفر و فرياد بر گلوله پيروز شد؛ و چطور خواب بنى اسرائيل در تصرف از نيل تا فرات آشفته گشت، و دوباره كوكب درّيه فلسطين از شجره مباركه «لاشَرقية ولاغربية» ما برافروخت.
و امروز به همان گونه كه فعاليتهاى وسيعى در سراسر جهان براى به سازش كشيدن ما با كفر و شرك در جريان است، براى خاموش كردن شعلههاى خشم ملت مسلمان فلسطين نيز به همان شكل ادامه دارد.
و اين تنها يك نمونه از پيشرفت انقلاب است.
پيام [به ملت ايران در سالگرد كشتار خونين مكه (قبول قطعنامه 598)] ، صحيفه امام، ج 21
بعضى افراد تا قبل از حادثه تلخ و شيرين حج در سال گذشته، فلسفه اصرار جمهورى اسلامى ايران را بر راهپيمايى برائت از مشركين به خوبى درك نكرده بودند و از خود و ديگران سؤال مىكردند كه در سفر حج و در آن هواى گرم چه ضرورتى به راهپيمايى و فرياد مبارزه است؛ و اگر هم فرياد برائت از مشركين هم سر داده شود، چه ضررى متوجهاستكبار مىشود.
و چه بسا افراد ساده دلى تصور مىكردند كه دنياى به اصطلاح متمدن جهانخواران نه تنها تاب تحمل اينگونه مسائل سياسى را خواهد داشت، كه به مخالفان خود حتى بيش از اين هم اجازه حيات و تظاهرات و راهپيمايى خواهند داد.
و دليل اين مدعا اجازه راهپيماييهايى است كه در كشورهاى به اصطلاح آزاد غرب داده مىشود.
ولى اين مسئله بايد روشن باشد كه آنگونه راهپيماييها هيچ گونه ضررى براى ابرقدرتها و قدرتها ندارد.
راهپيمايى مكه و مدينه است كه بسته شدن شيرهاى نفت عربستان را به دنبال دارد.
راهپيماييهاى برائت در مكه و مدينه است كه به نابودى سرسپردگان شوروى و امريكا ختم مىشود. و درست به همين جهت است كه با كشتار دسته جمعى زنان و مردان آزاده از آن جلوگيرى مىشود، و در پناه همين برائت از مشركين است كه حتى ساده دلان مىفهمند كه نبايد سر بر آستان شوروى و امريكا نهاد.
ملت عزيز و دلاور ايران مطمئن باشند كه حادثه مكه منشأ تحولات بزرگى در جهان اسلام و زمينه مناسبى براى ريشه كن شدن نظامهاى فاسد كشورهاى اسلامى و طرد روحانى نماها خواهد بود.
و با اينكه بيشتر از يك سال از حماسه برائت از مشركان نگذشته است، عطر خونهاى پاك شهداى عزيز ما در تمامى جهان پيچيده و اثرات آن را در اقصا نقاط عالم مشاهده مىكنيم.
پيام [به ملت ايران در سالگرد كشتار خونين مكه (قبول قطعنامه 598)] ، صحيفه امام، ج 21
مسلمانان تمامى كشورهاى جهان، از آنجا كه شما در سلطه بيگانگان گرفتار مرگ تدريجى شدهايد، بايد بر وحشت از مرگ غلبه كنيد؛ و از وجود جوانان پرشور و شهادت طلبى كه حاضرند خطوط جبهه كفر را بشكنند استفاده نماييد.
به فكر نگه داشتن وضع موجود نباشيد؛ بلكه به فكر فرار از اسارت و رهايى از بردگى و يورش به دشمنان اسلام باشيد؛ كه عزت و حيات در سايه مبارزه است.
و اولين گام در مبارزه اراده است.
و پس از آن، تصميم بر اينكه سيادت كفر و شرك جهانى، خصوصاً امريكا را
البته ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجى و بين الملل اسلامىمان بارها اعلام نمودهايم كه درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستيم. حال اگر نوكران امريكا نام اين سياست را توسعه طلبى و تفكر تشكيل امپراتورى بزرگ مىگذارند، از آن باكى نداريم و استقبال مىكنيم.
ما درصدد خشكانيدن ريشههاى فاسد صهيونيزم، سرمايه دارى و كمونيزم در جهان هستيم.
ما تصميم گرفتهايم، به لطف و عنايت خداوند بزرگ، نظامهايى را كه بر اين سه پايه استوار گرديدهاند نابود كنيم؛ و نظام اسلام رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- را در جهان استكبار ترويج نماييم. و دير يا زود ملتهاى دربند شاهد آن خواهند بود.
ما با تمام وجوداز گسترش باجخواهى و مصونيت كارگزاران امريكايى، حتى اگر با مبارزه قهرآميز هم شده باشد، جلوگيرى مىكنيم.
ان شاء اللَّه ما نخواهيم گذاشت از كعبه و حج، اين منبر بزرگى كه بر بلنداى بام انسانيت بايد صداى مظلومان را به همه عالم منعكس سازد و آواى توحيد را طنين اندازد، صداى سازش با امريكا و شوروى و كفر و شرك نواخته شود. و از خدا مىخواهيم كه اين قدرت را به ما ارزانى دارد كه نه تنها از كعبه مسلمين، كه از كليساهاى جهان نيز ناقوس مرگ امريكا و شوروى را به صدا درآوريم.
مسلمانان جهان و محرومين سراسر گيتى از اين برزخ بىانتهايى كه انقلاب اسلامى ما براى همه جهانخواران آفريده است احساس غرور و آزادى كنند؛ و آواى آزادى و آزادگى را در حيات و سرنوشت خويش سر دهند و بر زخمهاى خود مرهم گذارند؛ كه دوران بن بست و نا اميدى و تنفس در منطقه كفر به سر آمده است، و گلستان ملتها رخ نموده است.
و اميدوارم همه مسلمانان شكوفههاى آزادى و نسيم عطر بهارى و طراوت گلهاى محبت و عشق و چشمه سارِ زلال جوشش اراده خويش را نظاره كنند.
همه بايد از مرداب و باتلاق و سكوت و سكونى كه كارگزاران سياست امريكا و شوروى بر آن تخم مرگ و اسارت پاشيدهاند به درآييم و به سوى دريايى كه زمزم از آن جوشيده است روانه شويم؛ و پرده كعبه و حرم خدا را كه به دست نامحرمان نجس امريكا و امريكازادهها آلوده شده است با اشك چشم خويش شستشو دهيم.
پيام [به ملت ايران در سالگرد كشتار خونين مكه (قبول قطعنامه 598)] ، صحيفه امام، ج 21
يكى از وظايف بزرگ مسلمانان پى بردن به اين واقعيت است كه حج چيست و چرا براى هميشه بايد بخشى از امكانات مادى و معنوى خود را براى برپايى آن صرف كنند.
چيزى كه تا به حال از ناحيه ناآگاهان و يا تحليلگران مغرض و يا جيره خواران به عنوان فلسفه حج ترسيم شده است اين است كه حج يك عبادت دسته جمعى و يك سفر زيارتى- سياحتى است.
به حج چه كه چگونه بايد زيست و چطور بايد مبارزه كرد وبا چه كيفيت در مقابل جهان سرمايه دارى و كمونيسم ايستاد! به حج چه كه حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمين بايد ستاند! به حج چه كه بايد براى فشارهاى روحى و جسمى مسلمانان چاره انديشى نمود! به حج چه كه مسلمانان بايد به عنوان يك نيروى بزرگ و قدرت سوم جهان خودنمايى كنند! به حج چه كه مسلمانان را عليه حكومتهاى وابسته بشوراند.
بلكه حج همان سفر تفريحى براى ديدار از قبله و مدينه است و بس!
و حال آنكه حج براى نزديك شدن و اتصال انسان به صاحب خانه است. و حج تنها حركات و اعمال و لفظها نيست و با كلام و لفظ و حركت
بزرگترين درد جوامع اسلامى اين است كه هنوز فلسفه واقعى بسيارى از احكام الهى را درك نكردهاند؛ و حج با آنهمه راز و عظمتى كه دارد هنوز به صورت يك عبادت خشك و يك حركت بيحاصل و بىثمر باقى مانده است.
پيام [به ملت ايران در سالگرد كشتار خونين مكه (قبول قطعنامه 598)] ، صحيفه امام، ج 21
و اى كاش كسى مىآمد و اين ادعيه ائمه- عليهم السلام- را ترجمه مىكرد، اين را شرح مىكرد، اين ادعيه خيلى محتاج به شرح است. و ما اگر اين ادعيه را بتوانيم يك اشخاص عارفى، عارف صحيح، دلسوخته پيدا بشود كه اينها را براى مردم تشريح بكند، همه چيز در اينها هست، در عين حالى كه دعاست.
شما ادعيه حضرت سجاد را مىبينيد، دعاستاما چه مىكند در اين دعاها! هم معنويات هست، هم قضيه حكومت هست، همه چيز هست، هم از بين بردن حكومت ظلم است، چنانچه سيره همه ائمه- عليهم السلام- بر اين بوده
و ما به قدرى در گوشمان خواندند كه بابا برويد سراغ
و ما امروز مبتلاى به اين معنا هستيم، مسلمانها مبتلاى به اين معنا هستند، مسلمانها مىبينند كه اين دولتهاى بزرگ، اين قدرتهاى بزرگ و اين كسانى كه اذناب آنها هستند، كسانى كه فرمانبر آنها هستند الآن با مسلمين، با مردم، با مستضعفين، حتى با آن كسانى كه مال خودشان است چه مىكنند.
تمام اينها ظاهر مىگويند كه ما اقامه عدل مىخواهيم بكنيم، اما چه عدلى؟ عدل امريكايى، عدل امريكايى يعنى چه؟ يعنى هركس خاضع به من شد، آن يك چيزى است كه ما او را قبولش داريم، هركس منافع مملكتش را به ما داد ما او را قبول داريم!
از آنور شوروى هم همين است، همه اين قدرتهاى بزرگ اينطورى هستند و ما بايد در مقابل تمام اينها بايستيم، همان طورى كه جوانهاى ما بحمداللَّه الآن در جبههها اين پيروزيها را، اين پيروزيهاى بزرگ را به دست آوردند، بايد تا آخر اين مطلب باشد، بايد هيچ درش سستى نشود تا وقتى كه ان شاء اللَّه علم را به دست صاحب علم
شما- در مناجات حضرت- در دعاى عرفه حضرت سيدالشهدا ملاحظه مىكنيد كه چه مسائلى در آن هست و ما ازش غافل هستيم. ماه شعبان اين خصوصيت را دارد كه الآن عيد نوروز ما در آستانه ولادت حضرت سيدالشهدا است و دنبال او ولادت حضرت مهدى- عليه السلام- كه آن هم در 15 شعبان واقع شده است. بنابراين تقريباً بايد ما بگوييم كه يك حجتى است بر ما اين دو ولادت و اين واقع شدن اين روز شريف و اين روز نوروز در يك همچو آستانهاى كه اين دو بزرگوار كه هر دو- اقامه عدل- براى اقامه عدل هستند؛ سيدالشهدا- سلام اللَّه عليه- كه همه عمرش را و همه زندگىاش را براى رفع منكر و جلوگيرى از حكومت ظلم و جلوگيرى از مفاسدى كه حكومتها در دنيا ايجاد كردند، تمام عمرش را صرف اين كرد و تمام زندگىاش را صرف اين كرد كه اين حكومت، حكومت جور بسته بشود و از بين برود؛ معروف در كار باشد، منكرات از بينبروند.
حضرت صاحب- سلام اللَّه عليه- و ارواحنا فداه- هم كه تشريف مىآورند براى همين معناست.
تمام انبيا كه قيام كردهاند در عالم طبيعت- حالا معانىشان كه، معارف غيبيهشان را خدا مىداند ما نمىدانيم، اما در عالم طبيعت- وقتى زندگى اينها را مىبينيم از اول مقابله با طاغوت بوده است.
بنابر اين معنا بوده و اين بايد سرمشق بشود از براى مسلمانها، كسانى كه واقعاً مسلمان هستند و واقعاً علاقه مند به اهل بيت عصمت هستند و به پيغمبر اسلام هستند و از هر مذهبى كه هستند، علاقه مند به آن مذهبشان هستند، بايد ببينند كه صاحب مذهب چه كرده است؛ موسى بن عمران چه كرد، در زندگىاش چه كرد، حضرت ابراهيم در زندگىاش چه كرد، تمام اينها قيام كردند در مقابل جور، در مقابل ظلم، همه، قيامشان اين معنا بود.
ما سر مشق بايد بگيريم از اينها و ما بايد قيام كنيم در مقابل ظلم؛ مسلمانها بايد در مقابل جورها، در مقابل ظلمها، در مقابل منكرات قيام كنند، همان طورى كه ملت شريف ايران بحمداللَّه قيام كرد و مىشود گفت كه اين انقلاب كه در اين دعاى شريف واقع شده است كه «يا مقلب القلوب»، در جوانهاى ما واقع شده است؛ اينها الآن برگشتند از يك حالى به حال ديگرى و حال نويى پيدا كردهاند.
و در اين ماه كه ماه شعبان است بايد ما توجه به اين معنا بكنيم كه ما بايد چه بكنيم، با اين طاغوتها بايد چه بكنيم؟ بايد همان طورى كه سيدالشهدا- سلام اللَّه عليه- تمام حيثيت خودش، جان خودش را و بچه هايش را، همه چيز را در صورتى كه مىدانست قضيه اينطور مىشود، كسى كه فرمايشات ايشان را از وقتى كه از مدينه بيرون آمدند و به مكه آمدند و از مكه آمدند بيرون حرفهاى ايشان را مىشنود همه را، مىبيند كه ايشان متوجه بوده است كه چه دارد مىكند، اينجور نبود كه آمده است ببيند كه، بلكه آمده بود حكومت هم مىخواست بگيرد، اصلًا براى اين معنا آمده بود و اين يك فخرى است و آنهايى كه خيال مىكنند كه حضرت سيدالشهدا براى حكومت نيامده، خير؛ اينها براى حكومت آمدند، براى اينكه بايد حكومت دستِ مثل سيدالشهدا باشد، مثل كسانى كه شيعه سيدالشهدا هستند باشد؛ اصل قيام انبيا از اول تا آخر اين بوده است. در طبيعت قيام انبيا- قيام مسلحانه يا غيرمسلحانه- در مقابل همه كسانى كه به جور داشتند مردم را از بين مىبردند باشد.
پيام راديو- تلويزيونى ، 1 فروردين 1367/2 شعبان 1408 ، صحيفه امام ج 21
از آن طرف وقتى كه مناجاتشان را مىبينيم، مناجاتى كه در ماه شعبان هست و من در نظر ندارم كه در هيچ يك از ادعيه گفته شده باشد كه ادعيه مال همه ائمه است.
اين دعاى شعبان، مناجات شعبان، مناجات همه ائمه است و در اين، مسائل بسيار هست، معارف بسيار هست و ادب اينكه انسان چه جور بايد با خداى تبارك و تعالى مناجات كند.
ما غافليم از اين معانى كه وضع چى است.
شايد بعضى از جُهّال ما هم اينطور اعتقاد دارند كه اين ادعيه وارد شده و اين چيزهايى كه از ائمه وارد شده است اينها تشريفات است. مىخواهند ما را ياد بدهند و حال اينكه مسئله اين نيست، مسئله اين است كه در مقابل خدا ايستادند آنها، آنها مىدانند كه در مقابل چه عظمتى ايستادند، آنها معرفت دارند به خداى تبارك و تعالى و مىدانند چه كنند و مناجات شعبانيه از مناجاتهايى است كه اگر يك نفر انسان دلسوخته، يك عارف دلسوخته- نه از اين عارفهاى لفظى- بخواهد اين را شرح كند و شرح كند از براى ديگران، بسيار ارزشمند است و محتاج به شرح است، چنانچه همه ادعيه ائمه- عليهم السلام.
پيام راديو- تلويزيونى ، 1 فروردين 1367/2 شعبان 1408 ، صحيفه امام ج 21
سيدالشهدا- سلام اللَّه عليه- از همان روز اول كه قيام كردند براى اين امر، انگيزهشان اقامه عدل بود. فرمودند كه، مىبينيد كه معروف، عمل بهش نمىشود و منكر، بهش عمل مىشود.
انگيزه اين است كه معروف را اقامه كند و منكر را از بين ببرد، انحرافات همه از منكرات است، جز خط مستقيم توحيد هرچه هست منكرات است، اينها بايد از بين برود و ما كه تابع حضرت سيدالشهدا هستيم بايد ببينيم كه ايشان چه وضعى در زندگى داشت، قيامش، انگيزهاش نهى از منكر بود كه هر منكرى بايد از بين برود.
مِن جمله قضيه حكومت عدل، جور، حكومت جور بايد از بين برود،
پيام راديو- تلويزيونى ، 1 فروردين 1367/2 شعبان 1408 ، صحيفه امام ج 21