طرح دغدغه های امام خمینی با دانشجویان
ما از حصر اقتصادي نمي ترسيم،
ما از دخالت نظامي نمي ترسيم،
آن چيزي كه ما را مي ترساند
ما از حصر اقتصادي نمي ترسيم،
ما از دخالت نظامي نمي ترسيم،
آن چيزي كه ما را مي ترساند
صحیفه امام / ج 5 / ص419
صحیفه امام / ج 4 / ص 364
صحیفه امام، جلد 1/ ص 267
و وصـيـت مـن بـه گـروه هـاى مـسـلمـان كـه از روى اشـتـبـاه بـه غـرب و احـيـانـا بـه شرق تـمـايـل نـشـان مـى دهـنـد و از مـنـافقان كه اكنون خيانتشان معلوم شد، گاهى طرفدارى مى كردند و به مخالفان بدخواهان اسلام از روى خطا و اشتباه گاهى لعن مى كردند و طعن مى زدنـد، آن اسـت كـه بر سر اشتباه خود پافشارى نكنند و با شهامت اسلامى به خطاى خود اعتراف و با دولت و مجلس و ملت مظلوم براى رضاى خداوند هم صدا و هم مسير شده و اين مستضعفان تاريخ را از شر مستكبران نجات دهيد و كلام مرحوم مدرس ، آن روحانى متعهد پاك سيرت و پاك انديشه ، را به خاطر بسپاريد كه در مجلس افسرده آن روز گفت : (اكنون كـه بـايـد از بـين برويم ، چرا با دست خود برويم ؟).
من هم امروز به ياد آن شهيد راه خـدا بـه شـمـا بـرادران مـؤ مـن عرض مى كنم اگر ما با دست جنايتكار آمريكا و شوروى از صـفـحـه روزگار محو شويم و با خون سرخ شرافتمندانه با خداى خويش ملاقات كنيم ، بهتر از آن است كه در زير پرچم ارتش سرخ شرق و سياه غرب زندگى اشرافى مرفه داشـتـه بـاشـيم .
و اين سيره و طريقه انبياء عظام و ائمه مسلمين و بزرگان دين مبين بوده است و ما بايد از آن تبعيت كنيم و بايد به خود بباورانيم كه اگر يك ملت بخواهند بدون وابـسـتـگى ها زندگى كنند، مى توانند و قدرتمندان جهان بر يك ملت نمى توانند خلاف ايده آنان را تحميل كنند. از
ه -از جـمـله نـقـشـه هـا كـه مـع الاسـف تـاثـيـر بزرگى در كشورها و كشور عزيزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زيادى به جا مانده ، بيگانه نمودن كشورهاى استعمار زده از خـويـش و غـرب زده و شـرق زده نـمودن آنان است ، به طورى كه خود را و فرهنگ و قدرت خود را به هيچ گرفتند و غرب و شرق ، دو قطب قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتـر و آن دو قـدرت را قـبـله گـاه عـالم دانـسـتـنـد و وابـستگى به يكى از دو قطب را از فـرايـض غـيـرقـابـل اجـتـناب معرفى نمودند. و قصه اين امر غم انگيز طولانى و ضربه هـايـى كـه از آنان خورده و اكنون نيز مى خوريم كشنده و كوبنده است .
و غم انگيزتر اين كه آنان ملت هاى ستمديده زير سلطه را در همه چيز عقب نگه داشته و كشورهايى مصرفى بـار آوردنـد و به قدرى ما را از پيشرفت هاى خود و قدرت هاى شيطانيشان ترسانده اند كـه جـراءت دسـت زدن بـه هـيـچ ابـتـكـارى نـداريـم و هـمه چيز خود را تسليم آنان كرده و سـرنـوشت خود و كشورهاى خود را به دست آنان سپرده و چشم و گوش بسته مطيع فرمان هـسـتـيم و اين پوچى و تهى مغزى مصنوعى موجب شده كه در هيچ امرى به فكر و دانش خود اتـكاء نكنيم و كوركورانه از شرق و غرب تقليد نماييم ، بلكه از فرهنگ و ادب و صنعت و ابـتـكار اگر داشتيم ، نويسندگان و گويندگان غرب و شرق زده بى فرهنگ ، آنها را بـه بـاد انـتـقاد و مسخره گرفته و فكر و قدرت بومى ما را سركوب و ماءيوس نموده و مـى نـمـايـنـد و رسـوم و آداب اجـنـبـى را هـر چـنـد مـبـتـذل و مـفـتـضـح بـاشـد بـا عمل و گفتار و نوشتار ترويج كرده و با مداحى و ثناجويى آنها را به خورد ملت ها داده و مـى دهـنـد.
فـى المـثـل اگـر در كتاب يا نوشته يا گفتارى چند واژه فرنگى باشد بدون تـوجـه به
نبايد براى رضـايـت چـنـد ليـبـرال خـودفـروخـتـه در اظـهارنظرها و ابراز عقيده ها به گونه اى غلط عـمـل كـنـيـم كـه حـزب الله عـزيز احساس كند جمهورى اسلامى دارد از مواضع اصولى اش عـدول مـى كـنـد. تـحـليـل اين مطلب كه جمهورى اسلامى ايران چيزى به دست نياورده و با نـاموفق بوده است ، آيا جز به سستى نظام و سلب اعتماد مردم منجر نمى شود؟!
تاخير در رسـيـدن بـه هـمـه اهـداف دليـل نـمـى شـود كـه مـا از اصول خود عدول كنيم . همه ما مامور به اداى تكليف و وظيفه ايم نه مامور به نتيجه . اگر همه انبيا و معصومين عليهم السلام در زمان و مكان خود مكلف به نتيجه بودند، هرگز نمى بـايـست از فضاى بيشتر از توانايى عمل خود فراتر بروند و سخن بگويند و از اهداف كـلى و بـلنـدمـدتـى كـه هـرگـز در حـيـات ظـاهـرى آنـان جـامـه عـمـل نـپـوشـيـده اسـت ذكـرى بـه مـيان آورند.
در حالى كه به لطف خداوند بزرگ ، ملت ما تـوانـسـتـه اسـت در اكـثـر زمـيـنـه هـايـى كـه شـعـار داده اسـت بـه مـوفـقـيـت نـايـل شـود.
مـا شـعـار سـرنـگـونـى رژيـم شـاه را در عـمـل نـظـاره كـرده ايـم ،
مـا شـعـار آزادى و اسـتـقـلال را بـه عـمـل خـود زيـنـت بـخـشـيـده ايـم ،
مـا شـعـار مـرگ بـر آمـريـكـا را در عمل جوانان پر شور و قهرمان و مسلمانان در تسخير لانه فساد و جاسوسى آمريكا تماشا كـرده ايـم ،
مـا هـمـه شـعـارهـايـمـان را بـا عـمـل مـحـك زده ايم .
البته معترفيم كه در مسير عـمـل ، مـوانـع زيـادى بـه وجـود آمـده اسـت كه مجبور شده ايم روش ها و تاكتيك ها را عوض نـمـايـيـم . مـا چـرا خـودمـان و مـلت و مـسـووليـن كـشـورمـان را دسـت كـم بـگـيـريـم و هـمـه عقل و تدبير امور را در تفكر ديگران خلاصه كنيم ؟
پـــيـــام امـــام خـــمـيـنـى خـطـاب بـه مـراجـع اسـلام ، روحـانـيون سراسر كشور (منشور روحانیت) تاريخ : 4/12/67 ، صحیفه امام، ج21
من به بعضى از مسئولين هشدار مىدهم كه به شدت بايد مراقب بود كه خداى ناكرده آب به آسياب دشمنان نريزيم و آنان را با اقوال و جبهه گيريهايمان شادمان نگردانيم.
به مسئولين و دست اندركاران در هر رده نيز مىگويم كه شرعاً بر همه شما واجب است كه همت كنيد تا آخرين رگ و ريشههاى وابستگى اين كشور به بيگانگان را در هر زمينهاى قطع نماييد- كه ان شاء اللَّه خواهيد كرد- و اگر مصلحت نظام و اسلام سكوت است، دردمندانه سكوت كنيد كه اجر سكوت براى پيشبرد اهداف نظام و اسلام به مراتب بيشتر از دفاع از اتهام وابستگى است.
پيام امام خميني (ره) [به ملت ايران (سياستهاى كلى نظام در دوران بازسازى)]، صحيفه امام ، ج 21
نكته مهمى كه همه ما بايد به آن توجه كنيم و آن را اصل و اساس سياست خود با بيگانگان قرار دهيم اين است كه دشمنان ما و جهانخواران تا كىْ و تا كجا ما را تحمل مىكنند و تا چه مرزى استقلال و آزادى ما را قبول دارند. به يقين آنان مرزى جز عدول از همه هويتها و ارزشهاى معنوى و الهىمان نمىشناسند.
به گفته قرآن كريم، هرگز دست از مقاتله و ستيز با شما بر نمىدارند مگر اينكه شما را از دينتان برگردانند.
ما چه بخواهيم و چه نخواهيم صهيونيستها و امريكا و شوروى در تعقيبمان خواهند بود تا هويت دينى و شرافت مكتبىِمان را